آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

54

سفرنامه كازاما ( فارسى )

گسترش داشت . زبان و تمدن ايران بر اروپا نفوذ داشت . پيش از آنكه آتن ( و تمدن يونان ) به عرصه درآيد ، تمدن ايران بالنده بود . زودتر از آنكه فروغ مدنيت رومى بر تاريخ جهان بتابد ، ايران تمدنى متعالى داشت . ايران اكنون باز كشورى با استقلال و بزرگ است . رضا شاه كه يك‌تنه و بىهيچ وسيله در ايران ، كه مساحتى حدود سه برابر فرانسه دارد و كشورى بسيار پهناور است ، سلسله پهلوى را بنياد كرد ، به راستى ناپلئون عصر جديد بود . او با جوهر و همّت خود ، ميهنش را از ضعف و زبونى رها ساخت . به اين ملاحظه ، در ميان خودكامگانى كه امروز در جهان فرمان مىرانند ، همچون موسولينى در ايتاليا و هيتلر در آلمان ، شايد كه كسى لايق باز كردن بند كفش رضا شاه هم نباشد . « 1 » تقديم استوارنامه ، سخن گفتن شاه به تركى اينك در برابر رضا شاه ، اين فرمانرواى هوشمند و توانا ، ايستاده بودم . بيدرنگ اعتبارنامه‌ام را بيرون آوردم و به رئيس كل تشريفات دادم ، و او آن را به رضا شاه تقديم كرد . سخنم را ( هنگام تقديم اعتبارنامه ) كه از روى نوشته خواندم ، با تحسين تمدن و فرهنگ ديرسال ايران آغاز كردم . گفتم كه بسى مفتخرم كه در مقام نخستين وزيرمختار ژاپن ، كه نيز مملكتى آسيايى است ، به ايران آمده‌ام ، به كشورى كه اكنون آن اعليحضرت ، آن را دليرانه و استوار به سوى ترقى ، رهبرى مىكند . رئيس كل تشريفات سخنم را براى رضا شاه به فارسى ترجمه كرد . شاه به برگ

--> ( 1 ) . دربارهء اعتقاد رضا شاه به اين شيوهء حكومت ، سفير آلمان نوشته است : « ( در باريابى خداحافظى ، 27 فوريه 1935 ) شاه رشته صحبت را به دست گرفت ، و به نحوى كه گويى از بديهيات سخن مىگويد چنين آغاز مطلب كرد : حكومت مبتنى بر قدرت در اين زمان تنها نوع ممكن حكومت شمرده مىشود . در غير اين صورت ، ملت‌ها به دام كمونيزم مىافتند . » ( بلوشر ، پيشين ، ص . 321 )